|
انجمن ادبی فردوسی رباط کریم شعر و نقد شعر شاعران عضو انجمن
| ||
|
|
دل به دریا می زنم در قیل و قال زندگی خسته از پژمردنم پشت خیال زندگی در اتاق فکر من آئینه تابوتم شده در نبردم در کما با احتمال زندگی کفش هایم رو به فردا پشت در کز کرده اند من پی دیروزم و حل سوال زندگی مثل یک گنجشک زخمی در هوای اعتصاب بی رمق نوک می زنم بر سیب کال زندگی در همین بازی گل یا پوچ دل وا مانده ام کیش و ماتم می کند رندانه فال زندگی عابری هم در گذر از کوچه ما هر زمان با خودش حرفی زند از ابتذال زندگی
طاهری [ شنبه 1 بهمن 1390 ] [ 19:59 ] [ انجمن ادبی فردوسی رباط کریم ]
هی جار نزن که عشق کم رنگ شده بین دل و عقل عاشقان جنگ شده کافر همه را به کیش خود مات کند انکار نکن بگو دلت سنگ شده
قاسمی [ شنبه 1 بهمن 1390 ] [ 19:54 ] [ انجمن ادبی فردوسی رباط کریم ]
گفتی بمان چیزی بگو از درد گفتم از گریه های ساکت یک مرد گفتم از اسمان شهر می بارد تعفن از مادری که غصه قی می کرد گفتم از روز پایان تمام دلخوشی ها از لحظه های ممتد شبگرد گفتم ایمان نیاوردی و خندیدی و رفتی اما من از آغاز فصل سرد گفتم
قاسمی [ شنبه 1 بهمن 1390 ] [ 19:52 ] [ انجمن ادبی فردوسی رباط کریم ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||